ما جوانان نباید عرصه را خالی کنیم و باید برای پیشبرد عقاید و آرمان های روشنفکرانه ، آزادی های بیانمان که چندین سال است از ما سلب شده است و برای نجات کشور عزیزمان ایران اسلامی بپا خیزیم و از یک تفکر نزدیک به مردم کف جامعه و برای اجرای درست و واقعی دین اسلامی بدون تظاهر و ریا حمایت کنیم.

رشتکده: صابر حسن‌پور

 

حال که امروز در آستانه چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بسر می بریم، من بعنوان یک جوان اصلاح‌طلب وظیفه خود می دانم تا چند جمله ای با هم ردیفان خود یعنی جوانان این مرز و بوم گفتگو و درد و دل کنم.
برادران و خواهران جوان من، حق دارید که گلایه کنید، حق دارید با صندوق های رای قهر کنید و حق دارید برای آینده خود و کشور عزیزمان تصمیمی که فکر می کنید درست و عقلانی است بگیرید.
به واسطه اینکه من هم جوان هستم و کاملا از دردها و بیکاری ها و مثبت نبودن اوضاع اقتصاد و رانت و بی عدالتی آگاهم و هیچکس مثل یک جوان که خودش با این معضلات چشمگیر جامعه علاوه بر اینکه هیچ کجا جای ما نبود و هیچ رانتی الحمدالله به ما تعلق نگرفت و از نزدیک با این معضلات دست و پنجه نرم کردیم کاملا شما برادران و خواهران جوان خودم را درک خواهم کرد.
اما کمی انصاف به خرج دهیم و بدور از تاثیرات جَو رسانه هایی که فقط قصدشان نابودی این کشور کهن و مردمانش را دارند تصمیم بگیریم.
سن من زمان ریاست جمهوری خاتمی را یاد آور می‌شود و و بعد ۸ سال مدیریت تک سویه و نابخردانه احمدی نژاد را ، و بعد از آن به دولت بنفش روحانی رسیدیم که متاسفانه یا خوشبختانه آن هم به پای اصلاحطلبان نوشته شد، زیرا آقای روحانی را هرگز نمی شود یک اصلاحطلب شناخت.
امروز یک اصلاحطلب واقعی پا به عرصه و میدان گذاشته تا در مقابل بی عدالتی و انواع رانت و حق خوری ها بایستد ، امروز قرار است راه سید محمد خاتمی که در دوران ریاست جمهوری اش گفتگوی تمدن ها را رقم زد و دوستی با جهان را توشه مسیرش قرار داد ادامه پیدا کند، آری راهِ همان سیدی که «زنده باد مخالف من» را به ما آموخت ،زیرا اگر مخالفی وجود نداشته باشد ، هیچ اصلاحی در هیچ اموری صورت پذیر نیست.
ما جوانان نباید عرصه را خالی کنیم و باید برای پیشبرد عقاید و آرمان های روشنفکرانه ، آزادی های بیانمان که چندین سال است از ما سلب شده است و برای نجات کشور عزیزمان ایران اسلامی بپا خیزیم و از یک تفکر نزدیک به مردم کف جامعه و برای اجرای درست و واقعی دین اسلامی بدون تظاهر و ریا حمایت کنیم.
با قهر کردن با صندوقهای رای فقط و فقط عرصه را بر خودمان تنگ تر میکنیم و با دستان خودمان خویش را بنده و برده قشری خاص و تند رو خواهیم کرد. ما میخواهیم وقتی نام ایران عزیزمان در هر کجای جهان که برده شد باعث سربلندی یک ملت شود نه اینکه از خجالت و بخاطر وجود مغزهای کوچک زنگ زده حس سرخوردگی به خود بگیریم.
آری ایران باید برای تمام ایرانیان باشد و بس ، که اگر غیر از این باشد چیزی جز رخوت و کینه و دشمنی نسیبمان نخواهد شد.
امروز باید از یک اصلاحطلب واقعی حمایت کنیم که قبل از هرچیز خدا را می شناسد و عدل و عدالت علی(ع) را واقف است.
از اصلاحطلبی که معرفت و مردانگی را در خانه و خانواده اش به اثبات رساند در جنگ با زندگی هم پیروز شد.
جوانان در تمام عرصه ها و بزنگاه های حساس ایران عزیزمان نشان داده اند که اگر بخواهند ، میتوانند اتفاقات مهمی برای این خاک رقم بزنند.
و در انتهای این درد و دل از قشر جوان که همفکر و هم عقیده آنان هستم میخوام که عقلانیت و خرد جمعی را در نظر بگیرند و برای اینکه بیشتر در مسیر انزوا و گوشه گیری قرار نگیریم با تحقیق و علم درست
باری دیگر برای ایران بپا خیزند و با آگاهی کامل پای صندوق رای حضور پیدا کنند. زیرا تمام هدف دشمنان این کشور دیرینه و کهن این است که جوانان روز به روز سرخوده و بی انرژی و گوشه گیر شوند .
گفتند ایستاده ام چو شمع مترسان ز آتشم
و امروز باید گفت : جوان یعنی همان شمعی که از آتش نمی ترسد.